شعر به مناسبت یلدا
در زر زری ترین شب دنباله دارها
لبریزم از چکاچک خون انارها *
امشب قمر به عقرب چشمت رسیده است
از اتفاق نادر نصف النهارها
هی باد بی هوا لچکم را به هم نریز
گل کرده اند گوشه شالم بهارها
قندیلهای یخ زده آذین گرفته اند
با بوسه ی نسیم و لب چشمه سارها
امشب بهار گل زده گیسوی برف را
حتی شکوفه رد شده از ذهن خارها
امشب تو میرسی و خدا لانه میکند
حتی به روی شانه سرد حصارها
یلداترین بهانه من بیشتر بمان
دیگر دوباره گم نشوی در مدارها
فردا که شهر خواب تورا خواب مانده است
تو رفته ای و گم شده ای در غبارها
فردا تو رفته ای و زمین ایستاده است
تا سال بعد پای تمام قرارها
پ.ن۱: مصرع دوم با کمی دستکاری از دکتر محمد حسین بهرامیان تضمین شده است
پ.ن ۲: خیلی خوبه که هستی و همیشه مراقبمی نمیدونم کجایی یا حتی چه شکلی هستی حتی مطمئن نیستم اسمت همونی باشه که بقیه میگن فقط میدونم که همیشه کنارمی و ازم محافظت می کنی مطمئنم که همیشه حواست به من هست و برام همیشه بهترین ها رو میخواهی. دلم میخواد به جای اینکه مثل بقیه خدای بزرگ صدات کنم اسمت رو بگذارم عشق .... ازت ممنونم که میگذاری بهت ایمان داشته باشم عشق