|
|
|
|
|
(خدا سلام) چطوری ؟ حکومتت جور است ؟
هنوز عرش خدائیت / نور علیَ النور است ؟ مِدال خلق بشر را هنوز هم داری؟ هنوز حضرت آتش به سجده مجبور است ؟ هنوز عطر گناهم پر از تنِ سیب است ؟ هنوز بَعدِ قیامت هوویِ زن حور است ؟ اگرچه بنده ی خوبی ........رَدَم نکن امشب خدا ! شرایط انسان عجیب ناجور است خدای بکرِ تخیل بگو چرا اینجا شُغال فاتحِ بی چون وچند انگور است چرا حقوق بشر را جهان نمی خواند برای کودکِ فقری که سهم یک گور است سراب پاسخ کافی برای ماهی نیست ؟ که باز پولکِ عقلش اسیرِ در تور است ؟ خدایِ محضِ عدالت بگو چرا اینجا کلید دارِ طبیعت طبیعتش زور است و وصله های لباسی که شَرم می ریزد بساط خنده ی مشتی لباس مغرور است خدا ببخش مرا کافری مرامم نیست خیال کن که صدایم / هوارِ یک مور است خیال کن مگسی بوده ام که بالی زد ولی شرایطِ انسان هنوز ناجور است دوکلمه ی ( خدا سلام) را نمی دونم کجا ولی ازیه جائی الهام گرفتم با عرض معذرت از شاعرش که اسمش یادم نیست .... اینبار یه تعدادی از نقدهای عزیزتون رو برای نمایش انتخاب می کنم البته به ترتیب زمان کامنت گذاری
نظرات عزیز شما زوربای عزیز بیت "خدای بکرِ تخیل بگو چرا اینجا ؟!؟ روح الله کرهانی علماي روانشناسي از جمله " ابن بابونه روان نژند آبادي " در رساله هنوز عرش خدائیت / نور علی النور است ؟؟ " برای اینکه تو وزن باشه باد نور - علا- نور خونده بشه. در صورتی که نورن علا نور صحیحه. به نظر من این شعر خوب بود. چون فضا ساختگی نبود بلکه در ذهن شما اتفاق افتاده بود و روانی سیر شعر این مطلب رو میرسونه و لی در مورد بعضی مصراع ها که ارتباط خیلی مستحکمی نداشتن فکرمیکنم با صرف کمی وقت کاملا مرتبط بشند.هم از نظر عقلی و هم شاعرانگی زری شاه حسینی چگونه است؟ آیا انسان خطای خداست یا خدا خطای انسان؟- نیچه سیدمحمدرضا هاشمی وخدا هم خوب میداند که شرایط انسان چقدر نا جور است نصیر رضائی نژاد شعرتون رو خوندم خیلی زیبا بود باور کنید به غیز تحسین چیز دیگه ای نمی شه گفت سید مهدی موسوی بی تعارف شعر را دوست نداشتم امیر حسین نیکزاد اینقدر ساده انگاری را نمی پسندم محمد حسین بهرامیان این شعرت واقعا معرکه ست شایان ربیعی شعر خوب شروع می شود مرتضی ملک محمدی بعضی جاها یه حرفایی زده بودی شکایت هایی کرده بودی که هیچ ربطی به خدای بیچاره نداشت!!!کلآ از این نمونه شعرها توی ادب فارسی کنم نداریم اما خب اکثرآ در میان یک قصیده یا غزل می آیند.اما این شعر شما کاملآ یک شکوایه است.معمولآ دیگه کمتر کسی از این گونه شعرها استقبال میکنند. ناصر صارمی شعر بی اعتراض یعنی گناه و آلودگی و اعتراض یعنی دعا و آمرزش. علیرضا عاشوری رودپشتی این غزل منظم تو که در بعضی جاها مثل نورعلی نورش به ضرورت وزن تن دادی و نشاندهنده ی ضعف تالیف غزل هست یه نظم و ترتیب از پیش فرض شده وجود داره که شعر رو به شعار رسونده .خوب چرا به خاطر اینکه تو به ریاضی این غزل دست پیدا کردی یه جورایی معادله نویسی به زبان شعر بود فلسفه ی معادله نویسی در غزل .اما اگر از دید غیر حرفه ای به این غزل نگاه کنیم می بینیم که شعر زیبایی ست که دلگویه های موجوددر ذهن عوام رو به تصیر خیالی شعر رسوندی. آرزو غفوری از اینکه یک مگس کوحک با ویز ویزش کنار گوش خدا حان ناله و شکواهی خوانده برای من این زاویه دید و منولوگ پردازی بسیار زیبا است و اینکه می توانی از نگاه یک مگس کوحک صحنه پردازی کنی هم زیباست...امید که خداوند گار به ویز ویز این مگس حداقل توحه ای داشته باشد... محمد شعبانی جدای از نوآوری های خفیف کار باید به تم خسته کننده و تکراریش اشاره کنم که مخاطب را از _تا آخر خواندن متن_ باز میداره. من فکر می کنم در روند حرکت شعر باید یک انگیزه برای خواننده وجود داشته باشه تا میل به دنبال کردن کار در اون شکل بگیره، یه چیزی مثل یه سوال یا تعلیق یا شکل روایی یا هر چیز دیگه خوشم اومد خیلی برام جالب بود اما... بهزاد بهادری به نظر من کاز از لحاظ مفهوم در سطح خیلی بالایی بود بندهشن من می اندیشم که این شعر شاید از لحاظ ساختاری در یکی دو بیت ایرادات کوچکی دارد اما باید به این نکته اذعان داشت که بدون شک این شعر موفق است.زیرا توانسته است خداوند را برای انسانها ملموس تر کند و جلوه ایی ماتریالیستی از خدا نشان دهد. سمیه حسینی در مورد کارت باید بگم از اون دسته کارهایی بود که احساس جاری در آن باعث لذت مخاطب مبشه اما میشه خیلی جاهاش رو حذف کرد و یا کلمات ساده را با شاعرانگی بیشتری بیان کرد شعر شروع فوق العاده ای داشته و کاملا صمیمیت گفتگو با خدا لمس میشه اما به مرور از این صمیمیت درون شعر و همچنین قدرت ظاهر شعر کم شده . یادمه یکی اوایل نوشتنم بهم گفت لازم نیست خیلی کشش بدی وقتی تو چند تا بیت میشه همه ی منظورو رسوند رضا نیرو این کار از همه کارهای قبلیت بهتره ! بهت تبریک میگم. روز به روز بهتر میشی. از تکنیکها خوب داری استفاده میکنی. به موازاتش از نظر اندیشه و مطالعه هم که پخته تر و غنی تر بشی شعرت پرواز خواهد کرد کیوان برآهنگ خوب از نظر وزنی همینطور که قبلا گفتند( نورعلی النور) یاسرقنبرلو میتوانید از همین غزل مثلا 10 12 بیتی یک غزل 5 یا 6 بیتی بسیار عالی بسرایید زهرا اسمعیل زاده این بیت را خیلی دوست دارم. ابولفضل پاشا من به شجاعتى كه در اين شعر وجود دارد نمرهى خوبى مىدهم، اما شجاعت، همهى راه نيست بلكه بايد موارد بسيارى رعايت شود كه يك نوشته را شعر تلقى كنيم. و به راستىكه در اين اثر مواردى رعايت شده اما در مجموع داراى چند مشكل است: محسن رضوی نظرات قبل از خودم را خواندم . جالب بود . عده ای این شعر پسندیده و عده ای یکسره ردش کرده بودند . من اما جور دیگری فکر می کنم . بهترین بیت این شعر بیت پایانی آن بود .بسیار زیبا! سوم : من فکر می کنم باید این شعر بازنویسی اساسی شود اگر م بخواهید تجربه به دست آورید بای کارهای بعدی .چه کسی می داند شاید همین شعر هم توانست دوباره متولد شود! . بیشتر بیت های اواسط آن برداشته و با فضا سازی و وارد کردن فضاهایی دیگر شعر را به کاری ارزشمند و تحسین برانگیز بدل کنید . این را می گویم چون مضمونتان با این که تکراری است باز هم جذاب است و جای کار دارد . علی مرام کار قشنگی بود ولی این تم پتانسیل شعری بیشتری داره . بعضی از ابیات شعاری شده . به نظر من این عصیان یه کم لطیف است میتو نست گاهی خشنتر باشه زهره زارع شعرت خیلی ساده و صمیمی شروع شده. اولین تصویری که از آن لذت بردم و به نظر من بکر و ساخته خودت بود مصرع" مدال خلق بشر را هنوز هم داری" نمی دانم این مدال را چه کسی یا چه جوری به خدا داده. شاید ادمهایی که توی این دنیا زیادی بهشان خوش می گذرد! و قوه تخیل من تا آنجا پیش رفت که خدا توی عرش کبریا نشسته و آلبوم افتخاراتش را ورق می زند! نوروز کار قشنگی بود مهدی مظلومی هم اسم پست جالب بود هم خودش . خب البته گاهی هم احساس می شد که همچین می لنگه ، ولی قسمت های خوب هم کم نداشت "چرا حقوق بشر را جهان نمی خواند "... و : این قضیه ی هنوز هووی زن حور است به کار خیلی نمی خوره ، لااقل به نظر من . بابک اسفندیاری كار خوبي بود از شما خصوصا بيت هاي نخستين كه با آشنا زدايي هاي زيبا كاملا به دل مي نشيند اما فكر مي كنم بيت هاي پاياني مي توانند بسيار بهتر از اين اصلاح گردند محمدرضا پرویزی غزل زیبایتان را خواندم . همه بیتهای شعرتان به جا و به لحاظ محتوا دیدگاه خاص خودش را طی کرده است . نیازی به حذف هیچیک نیست . فقط یک چیز معما می ماند که خدا وقتی بنده ای اینچنین گلایه وار با وجود بی انتهایش به گپ می نشیند چه حالی دارد...گفته اید:چنان زیبایم من که الله اکبر... دکتر داوود بیات بدون شک طراوت نگاه شما به دنیای پیرامون مسائلی که در این شعر مطرح شده فی نفسه همین نوع نگاهتون جذاب و گیراست تازگی مطلب و ارائه ی آن بدون تکلف و غامض گویی جنبه ی دیگر این قضیه است اما ارائه ی اندیشه های مختلف در قالب سئوال فرصت فکر کردن رو از خواننده گرفته و زیبایی ها رو می بایستس سریع گرفت و رد شد حال اینکه این سوالها جای تعمق و درنگ دارن جدا از درست یا غلط بودن این سئوالها که اصلا وظیفه ی شعر در وهله ی اول پرداختن به صحت و سقم اونا نیس چگونه شکل دادن به این سوالها و مسائل در بافتی عاطفی است که حتی اگه خواننده هم مخالف نظر شما بود ناخوداگاه تسلیم زیبایی اون بشه در رباعی های خیام سرعت انتقال و ضربه ی نهایی رو توجه بفرمایین سوالهای فلسفی عمیق به ساده ترین شکل در بافتی از تخیل و عاطفه اندیشه رو به چالش می کشه که همه و همه به تحسینش می رسه مهدی پرویز معتقدم دغدغه ی انسان امروز زندگی محض است . عاری از هر فلسفه ای . این نگاه منه به زندگی واون چیزی هم که توی این کار هست نگاه تو ..... ولی نه نگاه من مهمه ونه نگاه تو..... چون اصلا هیچ وقت نگاه مهم نیست . بلکه اونی که واقعیت داره مهمه.... واون نفس زندگیه.... زندگی امروز همینه که تو داری ازش مینالی.... ومن ازش راضی هستم.ولی هرچی که هست مقصرش من وتو هستیم . من وتو بزرگترین مقصر های عالم خلقتیم.معتقدم باز پرسی خدا یه فرافکنیه که انسان از تقصیر خودش غافل بشه.واقعیت اینه که دنیا در هر صورت بازتاب عمل من وتوئه. میتونی امتحان کنی اگه داد بزنی دنیا فریاد میزنه اگه ساکت بشی دنیا سکوت میکنه
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 12:19 توسط ر.ابراهیمی
|
|
||